تبليغاتX
تراژدی حیات
عدول!
در 2 هفته گذشته محافل نسبتا سیاسی ما بحث چرایی مرگ بر آمریکا موضوع گفتمان بود!!

با این که من میانه بحث می کنم و اصلا اهل افراط نیستم اما دارم به این باور می رسم که هژمونی آمریکا و هیمنه ی اون اصلا نشکسته!این که حتی داخل آمریکا پرچمش رو آتیش میزنن چیزی ازش کم نکرد.دیگه مفهموم کاریزما جواب نمیده...

این انحراف به روسیه و چین با هدف خاصه!!

دیروز که خاطرات انقلاب رو می خوندم اون زمان (زمان جنگ سرد)  آمریکا قبل از فروپاشی شوروی این بحث رو تو ایران راه انداخت که مرگ بر شوروی گفته بشه!

اما امام چقدر تیز بینانه جواب دادن!!بلافاصله که چندجا این شعار رو دادن.

نقل به مضمون : " لعنت بر کسانی که میخواهند مشت های مردم را منحرف کنند.مرگ بر شوروی خوب است.ما هم میگوییم اما اصل همان مرگ بر آمریکاست!مبادا در  این کوتاهی کنید..."

این روزا واقعا به این نتیجه رسیدم که خط مشی امام رحمه الله علیه یه خط مشی معتدل و خوبه که تا الان مهجور بوده!اگر هم بهش بچسبی از همه ی این فتنه ها دلخوش میای بیرون.

بیشتر عنوانی که توی وصیّت نامه ی روح الله میتونی ببینی "استقلال" هست!

برام جا لبه که چرا اینقدر این خط از بعد از انقلاب مهجور بوده!!!بابا نامردا شما دیگه چقدر میخواین منحرف بشین و این مارک خط امام رو بزنین به خودتون تا تبرئه بشین از همه ی ...

نمیدونم!

یه چیز جالب دیگه هم بگم.تو خاطرات هاشمی خوندم چند وقت قبل!

هاشمی یه روز خیلی از دست میرحسین عصبی میشه.فک کنم حدود سال 65!حدس بزنین چرا!!

به خاطر اینکه میرحسین تند ترین شعارها رو علیه اسرائیل و آمریکا تو سخنرانی هاش میده!

اولین کسی که گفت راه قدس از کربلا میگذره(بعد از امام) این سید بزرگوار بود.

یه آدم چقدر میتونه تو زمان عوض بشه که اینقدر از مبانی خودش کوتاه بیاد!

عباس عبدی از اولین کسایی بود که وارد لانه جاسوسی شد!!

اما حالا...

خودشون اسمش رو میذارن ترقی و پیشرفت!

اما من میگم باد هوا بودن.

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13ساعت9:55 قبل از ظهرتوسط صامت |
از بچگی وقتی اسمش رو میشنیدم یه سوال بزرگ برام تکرار می شد.

خجالت میکشیدم از خودش بپرسم.حتی از بابا.

از وقتی که خیلی کوچیک بودم یادم میاد هر سال یه حلیم مفصل را مینداخت تو روستای زادگاهش.

وقتی یه مقدار بزرگتر شدم فهمیدم که عموها و دایی ها که رفتن همه از نیروهای ایشون بودن.

وقتی یه ذره بزرگتر شدم فهمیدم که تنها کسی که لحظه ی شهادت عمو کوچیکه رو دیده ایشون بوده.

وقتی یه ذره بزرگتر شدم فهمیدم خیلی بزرگتر شده چون دیگه کمتر میومد دیدن پدربزرگ.

اما نمیشد ۱ ماه بگذره و پشت در ترمز نزنه و وقتی پدربزرگ در رو باز میکنه دستش رو نبوسه.

فقط چند ثانیه نگاه کنه تو چشماش و دوباره برگرده.

وقتی یه ذره بیشتر بزرگ شدم فهمیدم دیگه نیست تا هزارتا سوال مبهم رو ازش بپرسم.

اونقدر بزرگ شد که دیگه حالا حالاها نمیتونم تو چشماش خیره بشم و بگم...

سردار سرتیپ پاسدار نورعلی شوشتری

متولد روستای چکنه نیشابور

با خنده های شیرینش

حقش بود شهادت.اما نه اینطوری...

آخه نامردی تا چه حد!!!

شهادت مبارکت باشه نورعلی.

امروز صبح ساعت ۸:۳۰ فهمیدم که خوندن سر هم نورعلی اشتباهه.باید خوند نور ِ علی.

و الحق تو نور بودی سردار.

 


پ.ن: امروز صبح ساعت 7:35 یکی از بهترین یاران اسلام به دست ایادی منافق به شهادت رسید.

سردار سرتیپ نور علی شوشتری جانشین نیروی زمینی و فرمانده پادگان مرزی قدس بودند.


+نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26ساعت1:44 بعد از ظهرتوسط صامت |

 حميد مصدق خرداد ۱۳۴۳"
 
 
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
 
 

 " جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"
 
 
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

+نوشته شده در سه شنبه 1388/07/21ساعت6:35 قبل از ظهرتوسط صامت |



دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است



+نوشته شده در دوشنبه 1388/07/13ساعت8:15 بعد از ظهرتوسط صامت |
از وبلاگ نیما دهقانی.
                          شکنجه....   تجاوز ...

                                               دیگر اثر ندارد:


+نوشته شده در جمعه 1388/07/10ساعت7:39 بعد از ظهرتوسط صامت |